📋
در اینجا اشیاء صرفاً ابزار یا عناصر بیجان نیستند؛ آنها حامل وضعیتاند. هر شیء، سطحی است که تجربه را نگه میدارد، منتقل میکند و در عین حال پنهان میسازد. آینه، کتاب، دفتر، نقشه، چراغ و سطوح صیقلی استیل؛ همگی در مرزی میان حضور و غیاب قرار دارند؛ در وضعیتی معلق که نه کاملاً قابل درک و نه کاملاً گریزپذیر است.
این تجربه، اشیاء را در وضعیت تعلیق قرار میدهد؛ جایی که کارکرد آنها معلق میشود و به وضعیتهای ادراکی تبدیل میگردد. هر یک از آنها به میدانی از تجربه تبدیل میشوند که در آن مرز میان سوژه و ابژه، در حال جابهجایی است.
پرسش اینجاست که: وقتی اشیا دیگر آن چیزی نیستند که به نظر میرسند، ما چگونه با آنها مواجه میشویم؟
در این فضا، انسان نه در مرکز، بلکه در میان است؛ میان سطوحی که بازمیتابانند، ثبت میکنند، روشن میکنند و در عین حال، همهچیز را در حال تعلیق نگه میدارند. تجربه، دیگر خطی نیست؛ در بازتابها، در نوشتارها، در نور و در سطوح سرد و صیقلی پراکنده میشوند.
شاید آنچه باقی میماند، نه خود اشیاء، بلکه رابطهای است که با آنها شکل میگیرد؛ رابطهای ناتمام، لغزان و پیوسته در حال بازتعریف.
آرتریسرچر با انتخاب کتابهای هنری از انتشارات چشمه، گیلگمش، چرخ، فنجان، اطراف، بان، نظر و مشکی، به همراه اشیائی از اددفُرم، اشیا تهران، فضای محو، ام روم، شومی یور دارکنس و رایحه قهوههای کففه و طعم نوشیدنیهای لففه، بانی گردهمایی تجربه اشیا بتاریخ دهم و یازدهم اردیبهشتماه ۴۰۵ در فضای پلتفرم جا شدند.
۱۴۰۵/۰۲/۱۱
🪽🤍
روز شصت و سوم…
نمیدونم «کاغذ بی خط» رو دیدین یا نه.
تو اون فیلم هدیه تهرانی یه دیالوگ داره با خسرو شکیبایی که حتی تن صدا و لحنش هم تو ذهن من مونده و خیلی شبیه نگاه من به جهان اطرافمه این روزا..
نگاهم به آدمایی که من رو از فاصله کمتری میشناسن.
چون معتقدم در فاصله تو هر فکر و نظری میتونی به هر کسی داشته باشی، هرچند که ترجیح شخصی من اینه که نظرم رو تا جایی که ثابت نشده داد نزنم ..
«این اتاق جای امنیه جهان!
هر موقع مشکلی بین ما باشه اگه اینجا حل نشه،
هیچ جای دیگه حل نمیشه،
من امشب میخوام از یه چیزی حرف بزنم که تا حالا نگفتم.
بهت برنخوره؛ جهان! تو یا مثبتی یا منفی یا روشنی یا خاموش.
وقتی با یه چیزی موافقی مثل الان که مخالفی اصلا نمی گی چرا.
عقیده تو هیچ کس از دهنت نمی شنوه.
گاهی وقتا میشی یه آدم دیگه.
مثل یه آدم دیگه حرف می زنی که من اونو نمی شناسم.
هیچی از اون نمی دونم .
تو هیچ عقیده ای که مال خودت باشه نداری.
اما مثل کامپیوترای خونگی شدی عقل کل خانواده.
به همه کارای من گیر می دی.
دیگه خسته شدم.
کی گفته تو شعورت بیشتره؟
کی گفته تو از همه عاقلتری؟
این همه حقو، تو از کجا آوردی؟»
و این نگاه به واسطه پرحرفیهای اخیر من اینجا، خیلی برام جالب شده.خیلی بدم هم نمیاد ازش..چون انگار بیشتر میشنوی و بیشتر میشناسی.
به آدمها نزدیکتر یا دورتر میشی.
حتی برای آدمها پررنگ تر یا تو خالی تر میشی.این خاصیت حرف زدن و بروز دادنه.
به نظرم در فاصله تو هرگز نمیتونی یه آدمی رو بشناسی هرچند که در نزدیک بودن هم گاها سخته..
بودن، همیشه به معنای بودن نیست، گاهی فقط حضور داشتنه.
ولی با اینکه نقد رو به صورت حمله یا در خفی پذیرا نیستم.
در حضور و با منطقش همیشه برام جالب بوده.تا جایی که انگشت اشاره کسی محکم و مستقیم و به قصد تحقیر و حسد سمتت نباشه و بدونی از ندونستن یا به قصد کشف کردنه، شنیدنش به تو و اون شخص حتما اضافه میکنه، وگرنه که شنیدن و گفتنش فقط روح و روان و عمر و زیباییهارو به تاریکی میکشونه و گرهای هم از کسی باز نمیکنه.
(ادامه در کامنت)
Ps:ببخشید طولانی شد
بازگشت رویدادهای تهران
و پیشنهاد یک رخداد دیدنی از سوی پیاده
در روزهای خونهنشینیِ اضطراباندود - البته اگر سقفی بالای سر به جا مونده باشه - اشیا و کتابها به همدمان اطمینانبخش ما تبدیل شدن.
رویداد «تجربهی اشیا» به گردآوری و انتخاب «آرت ریسرچر»، به نوعی «گرامیداشتِ» حضور این اشیا و کتابها در فضای زیست و پیرامون ماست.
🔬 @art.researcher
🏮 @japlatform
این چیدمان / رویدادِ خرید با کنار هم جمع شدنِ ۴ طراح و استودیوی طراحی، یک کانسپت استور و کتابهایی به گزینش آرت ریسرچر در «جا پلتفرم» برگزار میشه.
شما میتونید خوراک مطالعهتون رو از میون کتابهای دیزاین و هنر فارسی، و آرشیوها و مجلّدهای انگلیسیزبان خاص از چندین و چند انتشارات پیدا کنید.
همزمان، گشتی هم بین اسباب خونه بزنید. زیر سقفِ جا، از روشنایی و آینه تا دفتر و سالنامه و از قفسه تا تابلو به چشمتون میخوره.
دست آخر، درنگ کردن در حیاط فراموشتون نشه؛ میتونید با قهوه از خودتون پذیرایی کنید و دونِ قهوه برای مصرف خونگی هم جور کنید.☕️
⏰ تاریخ ۱۰ و ۱۱ اردیبهشت، از ساعت ۴ عصر تا ۱۰ شب
📍 خیابان سنایی، کوچهی سیزدهم (مجنونیان)، نبش گیلان، پلاک ۲۱
«تجربه اشیا»
در روزهایی که خانه به جهان ما بدل شد، نگاهمان به اشیا هم تغییر کرد. این پروژه تلاشی است برای بازخوانی همین نسبت؛ از ایدههای ژان بودیار تا چیدمانی از هنر، کتاب، نور و اشیای روزمره که در کنار هم، لایههای تازهای از معنا را شکل میدهند.
۱۰ و ۱۱ اردیبهشت
ساعت ۱۶ تا ۲۲
عکس: محمدعلی دیانت
متن: ثنا نقیان
:
تجربه اشيا
پروژهاى از آرت ريسرچر
با همراهى ادد فُرم / اشيا تهران / فضاى مَحو / شومى يورداركنس/ اِم روم/ كففه / لففه
در پلتفرم جا
“اشيا معناى خود را از نظام منسجم نشانه ها كسب مى كنند”. اين اعتقاد ژان بودريار جامعهشناس، در روزهاى همنشينى بيش از پيش ما با اشيا در ميان چهارديوارى فضاهاى تا حدودى امن، معنايى ديگر پيدا مى كند. اشيا ميانجى روابط حقيقى و موقعيتهاى تجربه شده انسانى هستند. اين ميانجيگرى روابط را از وضعيت مصرف به نوعى جانشينى يا حتى بهانه تبديل مى كند. بهانهاى براى ترس، خشم، اميد و مهر.
در اينجا اشيا شخصى شده و آنچه مصرف مى شود ايده رابطه است، ايدهاى كه در تجربه فرم و محتواى آنها به نمايش در مىآيد.
آرت ريسرچر با انتخاب كتاب هاى هنرى از انتشارات چشمه، گيلگمش، چرخ، فنجان، اطراف، بان، نظر و مشكى، به همراه اشيائى از ادد فرم، اشيا تهران، فضاى محو، شومى يورداركنس و رايحه قهوه هاى كففه و طعم نوشيدنىهاى لففه بانى گردهمايى دهم و يازدهم ارديبهشت ماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۶ تا ٢٢ در فضاى پلتفرم جا شدهاند.
• خيابان سنائى، كوجه ١٣، نبش گيلان، شماره ٢١
طراح پوستر: @vahid_good
همنشینی پنج برند در مغازه آرگو
برندهای گنج، آرگوناتس، دِموک، کوه و ادد از جمعه در مغازهی کارخانه آرگو کنار هم جمع شدهاند تا مجموعهای متنوع از طراحیهای معاصر، دستساز و الهامگرفته از سبک زندگی امروز را به نمایش بگذارند. این برندها از زیورآلات گرفته تا لباس، عینک و محصولات خانه را شامل میشوند و فرصتی ایجاد میکنند تا طراحی به تجربهای زیسته و نزدیک تبدیل شود.
@maghaaze
بازدید: ۲۸ آذر تا ۵ دی
یکشنبه تا جمعه: ۱۶ تا ۲۰
ویدیو: شمیم صادقی