شوکتالملک علم تاثیر بلامنازعی بر روح و روحیهی علینقی وزیری گذاشته است. وزیری مدتی قشون او را که صاحبمنصب و والی قائنات و بیرجند بوده است مشق داده و تربیت کرده است، اما همین شوکتالملک بوده که به این حس تاثیرگذارندهی وزیری با هنر و موسیقی توجه کرده و راه را در جایهای بسیاری برای او گشوده است.
این دو نامهنگاریهای پرشور و حرارتی که حکایت از دوستی عمیق و ارادت فراوان است به یکدیگر داشتهاند که بخش نامههای وزیری به شوکتالملک در کتابخانهی آستان قدس قابل دسترس است.
این نامهها در کنار خاطرات شفاهی وزیری اطلاعات جالبی را به ما میرسانند. وزیری پیش از تاسیس فرهنگستان اول اقدام به تاسیس آکادمی هنر با ایدهی شخصی و در مدرسهی موسیقیاش کرده و در آن ادبا و هنرمندان بارزی را گرد هم آورده بوده است. از علامه دهخدا تا ملکالشعرا بهار، سعید نفیسی، علی دشتی و ادیب پیشاوری تا جوانترهایی چون حسین گلگلاب. شکلگرفتن و منظم شدن کار علامه دهخدا در کار لغتنامه و معادلسازی برای اصطلاحات موسیقی غربی، همچنین جاانداختن واژههایی در رشتهی کشاورزی (فلاحت) حاصل این دوره است.
امیرشوکتالملک علم یکی از حامیان این ایدهی کلنل علینقی وزیری بوده است که در این نامه به آن اشاره شده است.
صدا: سام گیوراد
موسیقی و ویدیو: علی صمدپور
#علینقی_وزیری #شوکت_الملک_علم #خانه_پایور
کارتپستالی از آبادان سالهای بعد از جنگ جهانی و قبل از کودتای ۲۸ مرداد. در این عکس موقعیت شهر را میبینید با دورنمای پالایشگاه ولی تمرکز عکس روی منطقهی بوارده است. خانههای سازمانی مرتب و منظمی که هنوز در آبادان قابل سکونتاند. گذاشتن این عکسها برای غم دوران گذشته یا مرور دوران گذشته و از دست رفته نیست. سادهاش میشود این که میگذارمشان تا مرور کنیم که چه دورانهای اوجی که در ذهنمان ساختهایم زمانهای غفلت و توهمی بودهاند که باید در راه آینده برای خودمان دوباره بسازیمشان؛ بی حضور تعیینکنندهی غیر ایرانی. همین جا پخته کنم که ذرهای در من نوستالژی گذشتهای غلغل نمیزند که پشت سر نه باد میآید، نه کبک میخواند. به قول سپهری: پشت سر بر همهی پنجرهها خاک نشسته است… کار من و ما زدودن خاک است از پنجرهها نه از غم خاک نشستن و زانوی غم به بغل گرفتن….
گاهی در اینجا وقتی در کولهام دنبال چیزی میگردم، دستم میخورد به کلید آنجا. کلیدی که قفلهای جایی را باز میکند که قبلا قفلهای زیادی را باز کرده؛ موسیقی نشر داده، آموزش هنر داده و استناد و سند را صورتی بخشیده. زنده باشد و صد سال دیگر برجا با همیت و جانفشانی همکارانی که جز مهر به خانوادهی بزرگ خانه هنر خرد چیزی در سر ندارند.
.
در سیر تاریخ، کمتر هنرمند یا اندیشمندی را میتوان یافت که در
یک پویهی دائمیِ جستوجو باقی بماند. اغلب، جوانیِ نوخواه با شکستن مرزها و درنوردیدن افکار پیشین همراه است، اما این مسیر در میانسالی و پیرسالی به دفاع از دستاوردهای همان دوره بدل میشود؛ جایی که شورِ جستوجو جای خود را به تثبیت میدهد و هنرمند را به میانهروی و اصولگرایی میکشاند.
در کنار هم گذاشتن ایدهها و مسیر فکری علینقی وزیری نشان میدهد که او در دههی پایانی زندگیاش نیز از جستوجو در نوگرایی و پیشروی در اندیشههای هنری دست نکشیده بود. وزیریِ نود و چندساله، شعری از سهراب سپهری را میخواند و از بازیهای کلامی و فرمی آن به وجد میآید.
سپهری یک سال پس از این تاریخ از دنیا رفت، چنانکه وزیری نیز. اما همین صدا و همین انتخاب، نشان میدهد که نوجوییِ وزیری نه پیوندی سطحی و ناچسب، و نه تقلیدی چشمبسته از هنر اروپایی، بلکه خصلتی ریشهدار در اندیشهی او بوده است.
این صدا، بخشی از فیلم زندگی کلنل وزیری، ساختهی همایون شهنواز است که برای نخستینبار منتشر میشود.
#خانه_پایور
#فوزیه_مجد
#علینقی_وزیری
#محمدرضا_لطفی
مهآلود شدن نسبت آغاز فاجعه است.
بعد از تحریر: موسیقی این پست روی تم تصنیف عروسی است. سعی کردهام تمی که یادآور پیوند است اینجا گم شود و به سختی دنبالش بگردیم…
صدای محمدرضا لطفی در مصاحبه با کلنل علینقی وزیری، اسفند ١٣۵۶.
»«»«»«»«»«»
این روزها، با حالی آمیخته از اندوه و اضطراب، نشستهام و مصاحبهی محمدرضا لطفی با علینقی وزیری را برای انتشار آماده میکنم. اسناد خانهی پایور هر لحظه در معرض خطر نابودیاند. نسخههای اصلی این میراث مهم فرهنگی—که سالها بار نگهداریشان را به دوش کشیدهایم—با هر موج انفجار، در آستانهی فراموشی قرار میگیرند؛ چنانکه پیش از این، هزاران برگ از تاریخ ما چنین سرنوشتی یافتهاند. بیتردید، پیش از هر چیز، آرزوی سلامتی همهی جانهایی را داریم که برای ایران و ایرانی میتپند. هیچ چیز در برابر جان انسانها ارزشی ندارد. اما این واقعیت تلخ را نیز باید پذیرفت که گاه، انسانها برای فرهنگشان، برای سرزمینشان، و برای هموطنانشان، از جان خود گذشتهاند. در روزهای پیش رو، تلاش میکنم آنچه را از ایران و ایراندوستی در اسناد موسیقی ایرانی مییابم، با شما به اشتراک بگذارم—به امید آنکه مرهمی باشد بر دلهای نگران، و شاید مجالی برای تأملی دوباره. با احترام، علی صمدپور، خانهی پایور
با آرزوی سلامتی برای همهی همکاران خیلی عزیزم در خانهی پایور و خانهی هنر خرد
#خانه_پایور #فرامرز_پایور #علینقی_وزیری #محمدرضا_لطفی