این، صدای سرزمین ماست. این صدای ایران است، وطن شیر و خورشید، سرزمین فرهنگ و شکوه.در هیاهوی دروغها و تحریفها، ما از آنها میگوییم که ایران را عاشقانه دوست داشتند؛ از مردان و زنانی که پیش از آن شورش سیاه، رؤیای ایرانی آباد و آزاد را در دل داشتند و با تمام توان پای آن ایستادند.ایرانِ من و تو پاسداشتی است به نام و یاد آنان که صدایشان در تاریخ گم نشد، و یادشان همچنان ماندگار است.برای ایران، برای تو، برای من… برای ایرانِ من و تو
تمامی قسمتهای «ایرانِ من و تو» در یوتیوب منوتو
روبان سیاه، یک پیام ساده دارد:
نشانِ یادبودِ جانباختگان و همبستگی با خانوادههای آنان.
این روبان نه پرچم است، نه نشان هویت میهنی، و نه جایگزینِ هیچ نماد ملی.
شیر و خورشید هویتِ ماست و جایگاهش خدشهناپذیر.
این روبان تنها به ما یادآوری میکند که ما سوگواریم, خشمگینیم و هیچ چیز عادی نیست
برای اینکه قهرمانان در مشغله های ذهنی گم نشن, در سکوت نمانند
این کار کاملاً داوطلبانه است.
و مهمتر از همه: امنیت فردی بر هر چیز مقدم است.
اگر درون ایران هستید، میتوانید با این روبان رادی از خود بجا بزارید, در مکانهای همگانی, در خانه و یا هر جایی که فکر میکنید امن است, و دیده میشود.
هیچکس قرار نیست خودش را به خطر بیندازد. به ویژه در این روزها
و اگر بیرون ایران هستید،
میتوانید این نشان را آشکار تر نمایش دهید —
برای آغاز گفتگو، و بیان روایات مردم سرزمینمان, برای اینکه دنیا بداند چه گذشته، در ایران چه خبر است!
و برای اینکه مردم درون کشور بدانند: آنها تنها نیستند.
روبان سیاه یعنی:
ما زخم داریم,
ما خشمگینیم
یاد جانباختگان با ماست.
روبان سیاه یعنی من و تو تنها نیستیم.
هیچکس تنها نیست
یعنی نه به فراموشی, یعنی ما ادامه داریم.
کمپین روبان سیاه؛ عکسهایی که امروز از داخل ایران به دست منوتو رسیده است.
بیصدا، اما کنارِ هم؛ این یعنی تو تنها نیستی.
(اگر عکس میفرستید، لطفاً بینام و بیچهره.)
کیوان عباسی، مدیرمنوتو، معتقد است شعار جاوید شاه دردناکترین شعاری است که جمهوری اسلامی میتواند بشنود.. شعاری که نهتنها یادآور گذشتهای حذفنشده است، بلکه نشان میدهد با وجود سالها سرکوب و تبلیغات، برخی مفاهیم هنوز زندهاند
در این گفتوگو، کیوان عباسی، مدیر شبکهٔ منوتو، از معنای واقعی «هموطن» میگوید؛ از مردمی که به امید همدیگر به خیابان آمدند، نه به انتظار نیروی خارجی.
در این گفتوگو، کیوان عباسی، مدیر شبکهٔ منوتو، از شجاعت مردم ایران میگوید؛ از اینکه چطور یک ملت مقابل خونخوارترین رژیم ایستاد، برخاست و خواستش را فریاد زد.
در بین تمام مستندهایی که در منوتو ساختیم، مستند آریامهر برای من معنایی ویژه داشت؛ مستندی که سالها آرزوی ساختنش را داشتم.
هفت سال پیش، در جریان تولید این مستند، یکی از عمیقترین مواجهههای من رقم خورد. تماشای هشت ساعت گفتوگوی پادشاه فقید با دیوید فراست در پاناما. گفتوگویی که فراتر از یک مصاحبه بود؛ روایتی انسانی از عشق، درد و حس عمیق مسئولیتپذیری آریامهر.
از دل آن گفتوگوی طولانی، بههمراه کارگردان، ثانیهبهثانیه و فریمبهفریم، مهمترین بخشها را انتخاب کردیم و برای نخستینبار به ایرانیان نشان دادیم. اما از میان همه آن لحظات، بخشی که بیش از همه در ذهن من ماندگار شد این تکه بود. جایی که پادشاه، در تبعید و در اوج بیماری، با وجود همه زخمها، هنوز دل در گرو ملت و میهنش داشت و با اطمینان میگفت که مردمش، پیش از گذشت پنجاه سال، او را آنگونه که بود خواهند شناخت.
امشب، روح پادشاه فقید در آرامش است. ملت بزرگ ایران، در خیابانهای سراسر کشور، نام او و فرزندش را فریاد زدند؛ و این صدا، گواه پیوندی است که نه زمان، نه تبعید و نه تحریف، هرگز نتوانست آن را از میان ببرد.