از انفعال به کنش ، از سرگشتگی به عمل ، از پرسش به ساختن . این دقیقا همان حرکتی است که آلبر کامو در مواجهه با پوچی پیشنهاد میکند : معنا را باید ساخت، نه انتظار کشید .
#معنای_زندگی #امید #سیزیف #پوچی #ایران_من
این متن دربارهی آن چیزی است که هنوز در ما نسوخته و ما را نگه میدارد. دربارهی ایستادن، بقا و مسئولیت انسانی در شرایطی که همهچیز فرو میریزد. پرِ سیمرغ، برای من، نماد امکان رجوع به خرد و نگه داشتن حدِ خود است. #سیمرغ #امید #بازخوانی_اسطوره #انسان #انسانیت
این بحث، ادامه دارد؛ در جایی که اقتصاد، سیاست و رنج،
دیگر فقط تجربه نمیشوند، بلکه ساخته میشوند:
در کالبد شهر
این متن برای آرامشدن نیست. برای عادتکردن هم نیست.
برای بیدار ماندن است؛ برای یادآوری اینکه
خطرناکترین لحظه،
زمانی است که فاجعه، عادی به نظر برسد.
#نقد #حق_زندگی #رنج #فقر #تفکر_انتقادی
معماری بینرشتهای و بینامتنی مسیری است برای بازگرداندن انسان به مرکز فرآیند طراحی؛ نه بهعنوان کاربر منفعل، بلکه بهعنوان موجودی دارای حق، نیاز و کرامت. از این رو معتقدم مسکن شایسته، حاصل همپوشانی معماری، حقوق بشر و نیازهای انسانی است؛ سکونتی که نهتنها پاسخگوی حداقلها، بلکه بستری برای زیست معنادار، رابطهمند و در حال رشد فراهم میکند. تحقق چنین معماریای نیازمند نقد مداوم و پرهیز از سطحیگری است، چرا که بینامتنیت، اگر به ساختار فضایی و تجربهی زیست ترجمه نشود، خود به متنی تهی بدل خواهد شد.
بنابراین، ناگزیر هستیم که متنها ؛ چه در هنر، چه در ادبیات، سینما، حقوق یا جامعهشناسی و … را بشناسیم، بخوانیم و
واکاوی کنیم
تا معماری و مسکن شایسته بتوانند
به انسان پاسخ دهند
و معنا تولید کنند.
#معماری #معماری_معاصر_ایران #معماری_جهان #جستار_معماری #جستار_معمار
این معماری نه اعتراض دارد، نه سکوت؛ هیاهو دارد.
و پاردوکس اینجاست:
این هیاهو، اتفاقا برای برخی نهادها قابلتحملتر از نقد است! چون هیجان میآفریند، اما پرسش تولید نمیکند.
در چنین فضایی، معمار یاد میگیرد:
فرهاد بودن خطرناک است،
گوگوش بودن ممکن است،
و تتلو بودن… دیده شدن !
نمی خواهم داوری اخلاقی دربارهی معماران کنم؛این یک نقد وگفتمان ساختاری است. ساختاری که در آن، مسابقهها، داوریها، نهادهای سیاستگذار و ناظر، همگی ؛خواسته یا ناخواسته ؛ معماری را به سمت کم ریسک بودن، یا پر سر و صدا بودن، اما نه معنادار بودن، سوق دادهاند.
اگر قرار است این چرخه شکسته شود، مسئله بازگشت به سبک یا فرم خاص نیست. مسئله، بازگرداندن امکان موضعگیری به معماری است ( یا حق موضع داشتن )؛ یعنی اینکه فضا بتواند، از طریق تصمیمهای طراحی درست ، نسبت خود را با شرایط اجتماعی و شهری پنهان نکند. حق اینکه فضا بتواند مانند فرهاد، چیزی را نام ببرد که قرار نیست شنیده شود.
تا وقتی این حق، در داوریها، مسابقات و نهادها به رسمیت شناخته نشود، معماری ما میان گوگوشبودن و تتلوشدن در نوسان خواهد ماند؛
بیآنکه جرات کند یکبار، هزینهی فرهاد بودن را بپردازد.
و شاید هم مسئله این است که ما سالهاست عادت کردهایم این هزینه را نپردازیم!
عمادثروتی-۲۹ آذر۴۰۴
#معماری #معماری_معاصر_ایران #معماری_ایرانی #معماری_نوین #هنر_معماری #نقد #جامعه #فرهنگ #هویت #هویت_معماری
@amir.banimasoud@amir_banimasoud
جامعهای است که کنار هم زندگی میکند، اما با هم زندگی نمیکند.
در Eden، فقدان معماری به معنای نبود دیوار و سقف نیست؛ به معنای نبود مرزهای توافقشده است. جایی که مرز طراحی نمیشود، قدرت خودش را به خشنترین شکل ممکن بازتولید میکند؛ همانطور که در شهر، حذف اندیشهی فضایی به نام آزادی، دیر یا زود به بیعدالتی فضایی میرسد.
Eden به ما هشدار میدهد که طبیعتگرایی، اگر جایگزین اندیشه شود، خطرناک است. معماری معاصر نیز گاهی با پناه بردن به «سبز بودن»، «بومیبودن» یا «سادگی فرمی»، از مواجهه با مسائل پیچیدهتر طفره میرود: عدالت فضایی، حق به شهر، توزیع قدرت، و مسئولیت اجتماعی معمار.
عمادثروتی - ۲۷ آذر ۴۰۴
#معماری #معنا #معماری_سینما #زندگی #معمارانه #فیلم #فیلمباز #فیلم_معماری #هنر_سینما
@hanszimmerlive@howardfriedland@arch@cinemadaily
جامعه نیز همین است.
ما سازه میسازیم ،نه برای رشد، بلکه برای دوام آوردن !
نه برای بهتر زیستن، بلکه برای نشکستن.
طنز تلخ اینجاست:
ما بهجای پرسیدن «چرا سقوط اتفاق میافتد؟»
مشغول رقابت بر سر این هستیم
که چه کسی کمهزینهتر، خلاقانهتر و بیصداتر سقوط را تحمل میکند.
#زندگی #سقوط #بحران_اقتصادی #جامعه #اینده
معماریای که فقط «تصویر امروز» را میسازد و هیچ ردی از دیروز در آن نیست، معماری ضعیفی است؛ چون آیندهای هم نخواهد داشت.
حال چگونه باید رد دیروز را به امروز برسانم ، خود داستان شگفتی ست.
در آخر،
بار دیگر و با این تصویر، آموخته ام که هویت، ساخته نمیشود؛
انباشته میشود.
#معماری #معمارانه #معماری_معاصر_ایران #گیلان #رشت #هویت #اصالتِ #منشور_ونیز #میراث #میراث_فرهنگی #تاریخ
این جمله برای من صرفا یک بیان شاعرانه نیست؛ از تجربهای میآید که هم در دوران دانشجویی لمسش کردهام و هم امروز، در جایگاه تدریس، هر روز با آن روبهرو هستم. در سالهای تحصیل، بارها در موقعیتهایی قرار گرفتم که تصور میکردم مسیرم به بنبست رسیده است؛ جایی که «افتادن» محتملترین پایان به نظر میرسید. آنچه بعدها فهمیدم این بود که بخش زیادی از این سقوطها، پیش از آنکه واقعا رخ دهند، در ذهن من کامل شده بودند.
اگر میخواهیم معماری ایران دوباره نفس بکشد، باید این نسخه تحمیلی ویرایش ۵ مبحث ۱۹ و رانتزا را کنار بگذاریم و استانداردی بسازیم که اول معمار را ببیند، بعد اقلیم را، بعد فرهنگ را و در آخر عدد و جدول را ؛ نه اینکه مثل حالا همهچیز را قربانی چند ردیف اکسل کند.
تا آن روز، مبحث ۱۹ برای من و خیلیهای دیگر فقط یک مانع بزرگ، پر سر و صدا و بسیار گرانقیمت در مسیر معماری واقعی و شایسته ایرانی است و البته نقش سازمانی مانند سازمان نظام مهندسی ساختمان استانی مثل گیلان هم کاملا مشخص است ؛ اجرای مسابقه «دارت» و خوانش دو بیتی از اشعار «حافظ» برای شب یلدا !
#معماری #معماری_پایدار #معماری_اقلیمی #طراحی_اقلیمی #مبحث۱۹ #گیلان #نظام_مهندسی_ساختمان #مقررات_ملی_ساختمان #نظام_مهندسی #نظام_مهندسی_ساختمان #معماران #معماران_برتر #طراحی_معماری #صرفه_جویی_انرژی #اقلیم #مدیریت_مصرف_انرژی_ساختمان
@farzaneh_sadegh_ir@farzanehsadegh.ir@farzaneh_sadegh_ir@sina.meghdadi@kianoushalipour@mojtaba.nasr.56@hessameshghi@majed_yaldarmian@behrang_laal@jahed.lahiji@iraj_poornasiri@m.kamranzade@shomalemanews@moroororg@hamed_manifar@nezamnews
وقتی چنین منابعی نادیده گرفته میشوند، گفتوگوهای توسعه و پایداری ، حتی با نیتهای خیر ، به شعارهای خوشظاهر و طرحهای بیریشه تبدیل میشود؛ پروژههایی که از اقلیم و فرهنگ این سرزمین جدا افتادهاند.
در چنین فضایی، نقدهای شتابزده و ژستهای تند جای همافزایی و اندیشیدن جمعی را میگیرند و حاصلش همان آشفتگی کالبدیست که امروز میبینیم. نقد بیپایه فقط انرژی جمعی را میبلعد و میدان را برای دیگران خالی میگذارد؛ دیگرانی که نه دلبستگی به گیلان دارند و نه تعهدی به آیندهاش. وقتی معماران و پژوهشگران بهجای تحلیلِ مستند، یکدیگر را با برچسب و شعار میزنند، فرصتطلبها پیش میآیند و سرزمین را قطعهقطعه میکنند. بیدقتی در نقد، عملا همدستی ناخواسته با همان نیروهایی است که گیلان را میفرسایند. تنها نقد مبتنی بر فهم اقلیم، فرهنگ و شواهد میدانی است که میتواند سپر این سرزمین باشد و مسیر توسعه را از سوءاستفاده و تخریب جدا کند.
#گیلان #معماری #معماری_پایدار #معماری_معاصر_ایران #معماری_بومی #هویت #فرهنگ #فرهنگ_گیلان